گفتگوگفت وگو با مهندس اشرف سمنانی، متخصص در صنعت فولاد
گفت وگو با مهندس اشرف سمنانی متخصص در صنعت فولاد
 نیازمند بازبینی نقشه راه هستیم
مجله انجمن مهندسی متالورژی
 همایش و نمایشگاه «چشم انداز صنعت فولاد و معدن ایران» با نگاهی به بازار در چهارمین سال برگزاری، در مرکز همایشهای بینالمللی صدا و سیما برگزار میشود. رقابتپذیری به عنوان راهکاری برای توسعه پایدار، ظرفیت سنجی صنعت فولاد در ایران، سنگ آهن محور توسعه صنعت فولاد و زغالسنگ، گامی به سمت فولاد ارزان، عناوینی هستند، که محورهای اصلی این همایش را تشکیل دادهاند.
 آگاهی از کم و کیف برگزاری این همایش و همچنین مروری بر وضعیت صنعت فولاد، آن چیزی است که در این گفت وگو با مهندس اشرف سمنانی، مورد نظر قرار گرفته است. به عنوان سوال اول و برای شروع بحث، نظر به اینکه جنابعالی عضو کمیته راهبردی همایش چشم انداز صنعت فولاد و معدن ایران هستید، درباره اهداف این سمینار و تاثیری که برگزاری این سمینار در توسعه صنعت فولاد کشور خواهد داشت، توضیح دهید؟ اشرف سمنانی: با توجه به اینکه صنعت فولاد یکی از صنایع بزرگ دنیاست و در ایران نیز توسعه صنعتی از فولاد آغاز شده است، به گونهای که این صنعت به عنوان صنعت مادر، پایه توسعه صنعتی کشورمان بوده است.
پس از ایجاد صنعت فولاد در کشور و راهاندازی ذوب آهن، واحدهای بسیاری ایجاد شد، در حدی که هماکنون در مرحلهای هستیم که 15 میلیون تن توان تولید فولاد داریم و در چند سال گذشته هم شاهد واردات10 میلیون تنی بودیم. این نشاندهنده آن است، که حداقل یک ظرفیت 25 میلیون تنی مورد نظر است و در وضعیت موجود، طبیعتا با توجه به توسعههایی که کشور پیدا میکند - توسعههای کیفی و توسعههای کمی- باعث میشود که ما در صنعت فولاد، شاهد این توسعه باشیم و پتانسیلهای آن را به کار بگیریم.
همایشهایی که دنیای اقتصاد با تشکیل کمیته راهبردی هر ساله برگزار میکند با محوریت مسایل روز صنعت فولاد بوده که این محوریت سبب میشود دستگاههای مشاورهای بر روی این مشکلات تمرکز کنند و دوستان نظر بدهند که با دعوت از متخصصین خارجی و برگزاری کارگاههای آموزشی و با توجه به بحثهایی که مطرح میشود، بتوانیم مسایل را تجزیه و تحلیل کنیم که هدف از این کار، توسعه درست و پایدار این صنعت است. شخصا دو سال پیش موضوع استراتژی توسعه فولاد را عنوان کردم و در این بحث تنگناهایی مشخص شده، که سبب عدم تناسب و توازن در ظرفیتها است، از طرفی واحدهای نورد بسیاری ایجاد شده است که خوراک آنها آماده نیست، یک جایی مجوزهایی را دادهایم که خیلی از آنها اجرا نشده است، در یک صنعت بزرگ نباید چنین اتفاقی بیافتد و باید کلیه موارد از A تا Z دیده شود، برای مثال، رابطه بین کنسانتره و مواد بعدی، مراحل بعدی و گندله، رابطه بین تولید شمش و محصولات، باید پیوستگی با یکدیگر داشته باشند، که این بحثها با بازخوردهای خود میتواند مشکلات را برطرف کند.
 پس از آن بحث و بررسی، محل استقرار واحدها، تکنولوژیهایی که به کار میگیریم مورد توجه است که البته با توجه به منابع طبیعی مختلف هر کشور نمیتوان یک الگوی واحدی برای تمامی کشورها به کارگرفت برای مثال کشوری که گاز دارد، گاز برای آنها یک پتانسیل اضافی است و کشوری که ندارد نمیتواند به آن فکر کند و همچنین کشوری که همه منابع را دارد ( گاز و زغال سنگ) می تواند برای همه آنها برنامهریزی کند. دوم اینکه صنعت فولاد یک صنعت پیشبرنده سایر صنایع است و یک مزیت نسبی دارد، که این مزیت نسبی به صنایع بعدی ورود پیدا کرده و ارزش افزوده آنها را بالاتر می برد، این مهم است. در ابعاد صادراتی، آیا باید محصول فولادی را صادرکنیم و یا باید محصول به صنعت ماشین سازی برود و ماشین را صادر کنیم، یا اینکه به تجهیزات تبدیل شود و حداکثر ارزش افزوده را پیدا کند؟ آیا باید سنگ آهن را در درون این صنعت به کار بگیریم و ارزش افزوده ایجاد کند و یا اینکه سنگ آهن را به خاطر درآمد صادر کنیم؟ اینها نکاتی از نگاه استراتژیک است که قاعدتا در این صنعت باید دیده شود که با ارایه دیدگاههای مختلف در این سمینارها مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد، که نه تنها گامی در جهت رفع مشکلات و معضلات برمیدارد، بلکه سعی بر این است که اشتباهات گذشته اصلاح شود.
مهندسی متالورژی: تحلیل جنابعالی نسبت به جایگاه صنعت فولاد کشور در جهان چیست و آینده را چگونه ارزیابی میکنید؟ اشرف سمنانی: وقتی به دنیا نگاه میکنید، مثلا آمریکا، ژاپن، روسیه و اروپا در مجموع میبینید که ظرفیت تولید فولاد آنها 150-100 بود. در این بین در World Steelمیبینیم که مناطق توسعه از 15 سال قبل مشخص بود، که در منطقه آسیای جنوبشرقی اتفاق میافتد و بُعد نگاه میکنیم و میبینیم که کره، هند و بعد چین میآیند. اینها نشاندهنده آن است که چون میخواستند، توسعه پیدا کنند، قاعدتا در توسعه ظرفیت فولاد بالا میروند، چرا؟ یک بعد توسعه، بعد ساختمان است. بعد دوم ماشین و تجهیزات است، به طوریکه همه اتومبیل و یا تجهیزات خانگی میخواهند. اینها نیازهای اولیهای است، که هر انسانی به ساختمان، اتومبیل و تجهیزات نیاز دارد و بعد وارد بحث صنعتی میشدند که تجهیزاتی را که میخواهند تولید کنند و به عنوان تجهیزات فروشی دنبال شود. بنابراین جهت توسعه سریع شد، اما آن کشورهایی که به سطح توسعه مورد نیاز خود رسیدند و سالها استفاده کردند، میبینیم که از آن به بعد رشد آنها رشد کمی نیست و گاهی اوقات کاهشهایی را در عدد کمی میبینیم، ولی رشد کیفی را دنبال میکنند، یعنی به سمت فولادهای تمیز، مخصوص و فولادهای آلیاژی میروند، دوما مسایلی که در دنیا اتفاق میافتد، مزیتهای نسبی است. زمانی بود که ساخت این تجهیزات به قدری ارزش و تکنولوژی داشت که برای آنها بهصرفه بود، تا تمام مواد اولیه را وارد کنند، برخی از کشورها نظیر کره بتوانند فولاد تولید کنند و یا ژاپن که مواد اولیه نداشت، اما باز هم برای آنها ارزشمند بود.
 اما این نگاه دوباره عوض میشود، چون دستاورد تجهیزات آن چنان دارای پیچیدگی نیست که با این مزیت بتواند پایدار باشد و طبیعی است که به سمت جاهایی که مواد اولیه و انرژی دارند و از طرفی نیاز هم دارند، بروند. پس این جریان در اروپا در حال وقوع است. اما از آن طرف کره که رشد پیدا میکند، ظرفیت فولاد آن هم به شدت بالا آمده که علت آن نیز توسعه یافتن آن کشور است. چین که عدد بالایی در آن زمان نداشت، با جریان توسعهای خود درحال حاضر نزدیک به 700 میلیون تن تولید دارد. کره محدودیتهایی در مواد اولیه و انرژی دارد، ترکیه که هم اکنون 35 میلیون تن فولاد تولید میکند، قابل مقایسه با ایران در زمینه مواد اولیه و انرژی نیست. اما با استفاده از قراضه که به هر حال پایدار نیست، درحال ادامه تولید است.
اما هند و چین که مواد اولیه را تاحدودی دارند، البته چین محدودیتهایی دارد، اما به هر حال انرژی دارد، هرچند که انرژی آن، انرژی زغال است، اما شاهد آن هستیم که به سرعت در تولید فولاد در مقیاس جهانی بالا آمده است. این رشد و توسعه جهانی در واقع به ما نگاه میکند که پس ما در کدام جایگاه جهانی قرار داریم؟! ایران دارای گاز، زغال و مواد اولیه است. نه تنها مواد اولیه، بلکه مواد کمکی هم دارد و ما تقریبا تمام فروآلیاژها را به لحاظ مواد اولیه در ایران داریم که اینها کمک به صنعت فولاد ایران است. بنابراین نشان میدهد که توسعه صنعتی ما در چند سال گذشته کند بوده است، اگر سرعت توسعهای ما طبق چشم انداز ادامه مییافت، الان به شدت بحران فولاد بالاتر میرفت و با 10 میلیون تن هم مساله واردات کشور حل نمیشد و این نشاندهنده این است که ما در این صنعت باید به سرعت ظرفیتها و کیفیتها را بالا ببریم. اما برای رقابت در سطح جهانی باید متناسب باکشورهای دیگر اقدام کنیم. باید از مزیتهای نسبی مانند مواد اولیه، انرژی و تجربهای که در حال حاضر کسب شده است و با توجه به نیاز به این ماده چه در بخش ساختمانی و چه در بخشهای صنعتی بهرهمند شویم، که بتوانیم با یک قدرت رقابتی این صنعت را در کشور توسعه دهیم. ما هنوز از نظر تولید فولاد، رتبه 15 را در جهان داریم، هرچند رتبه اول 700 میلیون تن تولید دارد و میزان تولید 15 میلیون تنی ما قابل قیاس با آن نیست. ضمن اینکه لزومی به این قیاس نیست. زیرا چین از لحاظ پایین بودن عیار سنگآهن، نیازها، مصرف و مشکلات خود را دارد، اما نگاه جهانی نشان میدهد، که ما باید توسعه متوازن را دنبال کنیم، چرا که وقتی ما سازنده تجهیزات نیستیم و مزیت نسبی در ساخت تجهیزات نداریم، ممکن است که تجهیزاتی را بسازیم، ولی وقتی که دارای مزیت نسبی نیستیم، نورد یک مساله میشود و این نورد، ارزش افزوده بالایی را ایجاد نمیکند و به قدری نیست که بتواند جبران خرید تجهیزات و طراحی تجهیزات را انجام دهد. اما اگر زنجیره کامل را نگاه کنید، سنگ آهن ما قطعا باید به فولاد تبدیل شود، قطعا باید فولاد به سمت فولادهای تمیز و آلیاژی حرکت کند، ما به لحاظ مواد اولیه ممکن است در آینده بخواهیم مقداری با واردات هم کار کنیم، اما هنوز اکتشافات کافی نیست و امید است که در اکتشافات بعدی ذخایر بالاتر برود. اما برپایه ذخایری که تاکنون اکتشاف شده است، اگرچه هنوز به عمق زیادی نرفتهایم، این را نشان میدهد که ما تا حدودی نسبت به ماده اولیه محدودیت خواهیم داشت، پس باید از ماده اولیه که سنگآهن است، استفاده بهینه کنیم، اینجا دیگر صادرات توجیهپذیر نیست، دیگر توسعه صرف فولادهای ساختمانی، توجیه پذیر نیست و حداکثر ارزش افزوده را ایجاد نمیکنیم، منتهی این بحث در صنایع فولاد پیش میآید که اگر صنایع بعدی مثل صنایع ماشین سازی و تجهیزات، این کار را دنبال نکنند، چه اتفاقی رخ میدهد؟
اگر ما فولادهای آلیاژی را تولید کردیم، چه روشی را باید پیش بگیریم؟ باید به بخشهایی بدهیم که آنها هم بتوانند مزیت رقابتی را بالاتر ببرند، به گونهای که خودروی ما، تجهیزات خانگی ما رقابتی شود و بخش ساختمان ما بتواند رقابتی کار کند و اینجاست که این تعامل بین ما و جهان صورت گیرد. مهندسی متالورژی: در رسانهها از رشد تولید فولاد کشور صحبت میشود، این رشد چگونه است و بیشتر چه شاخههایی از تولید فولاد را در برمیگیرد؟ اشرف سمنانی: یک جنبه از رشد، رشد ظرفیتی بود که باید توسعه پیدا کند. در سال 1371 که اولین طرح جامع فولاد کشور تدوین و ارایه شد، آن موقع برای سال 1390 پیشبینی کردیم که در ایران باید تولید را به 25 میلیون تن برسانیم که از آن مقدار 10 درصد را برای صادرات درنظر گرفته بودیم نه به خاطر درآمد آن، بلکه برای حضور در بازارهای جهانی و اینکه توان تکنولوژیک ما عقب نیافتد و باقیمانده آن که حدود 22 میلیون است که این قطعا مساله کشور خواهد بود، که با روشهای مختلفی به این میزان رسیده بودیم، از جمله اینکه، مصرفکننده نهایی و توسعه بخشها را درنظر گرفتیم، مصرف سرانه را نگاه کردیم و تمام پارامترها در طرح جامع دیده شد، استراتژی ما این بود و عملکرد هم این را نشان میدهد که زمانی ما 15 میلیون تن تولید میکنیم، حدود 10 میلیون تن هم واردات داشتیم. یعنی همان 25 میلیون تنی است که طرح جامع در سال 1371 نگاه کرده است. امروز با این نگاه باید ببینیم با توسعهای که کشور پیدا میکند و باید توسعه پیدا کند و با پتانسیلی که دارد قطعا رشد کمی را باید داشته باشیم، حالا در ظرفیتها صحبت از 56 میلیون تن شده است و رقم 45 میلیون تن هم مطرح بوده است، ولی قطعا با عددهایی کمتر از40-35 میلیون تن، کشور حتما باید در این مرزهای کمی قرار بگیرد، منتهی همانطور که در چشمانداز فولاد گفته شده از آن به بعد باید سعی کنند، که رشدهای کیفی را دنبال کنند و نه کمی را. مهندسی متالورژی: به چه علتی توسعه کیفی از اهمیت بالایی برخوردارست؟
اشرف سمنانی: به این دلیل که در ذخایر سنگ آهن محدودیت داریم. اما اگر اکتشافات جدیدی شد، این میتواند به ظرفیت تولید فولاد کشور اضافه کند. مهندسی متالورژی: به نظر شما، چه بخش هایی از صنعت فولاد کشور نیاز به کار بیشتری دارد، شاید اشاره به فولادهای آلیاژی و خاص کمتر در کشور مورد توجه قرارگرفته باشد؟ اشرف سمنانی: بحث اصلی تکنولوژی است، صنعت فولاد ما با تکنولوژی پیش نرفته است، زمانی که ذوب آهن احداث شد برای ظرفیت 550 هزار تن تولید احداث شد، اما 650 هزار تن تولید میکرد. یعنی 100 هزار تن بیشتر از ظرفیت خود تولید میکرد. اما این گفته مربوط به سال 1346 است. از آن به بعد باید به طور منظم این تکنولوژیها به روز میشد، نمیگویم هر روز بخواهیم کارخانه را عوض کنیم، ولی در قسمتی از تجهیزات که راندمان را بالا میبرند، مثلا در شارژ کوره بلند روشهای شارژ مواد اولیه با گندله و استفاده مرکب از پودر زغال و گاز و روشهایی که باعث کاهش مصرف آب میشود باید انجام میشد. بنابراین به روز بودن تکنولوژیهای ما به شدت مهم بوده است. شاید اگر سعی این بود که پولهایی که از بحثهای افزایش قیمت انرژی کشور ایجاد میشود در اختیار واحدهایی قرار میگرفت که مصرفکننده بزرگ انرژی هستند و با آن تکنولوژی خود را به روز میکردند میتوانست به شدت مصرف انرژی کشور را کاهش دهد، نه اینکه قیمت انرژی را افزایش دهیم در حالی که هزینهها را بالا بردهایم. بنابراین موردی که فکر میکنم مهم است، بهرهمندی از تکنولوژیهای روز در جهت توسعه و بهینهسازی واحدهای موجود است. اکنون دیگر تکنولوژیهای روز، در احیای مستقیم ما با گاز با روش هات شارژ ( شارژ داغ) تا 30 درصد مصرف انرژی را پایین میآورد، در روش کوره بلند، اگر کوره بلند قدیم را با امروز مقایسه کنید، تا 50 درصد مصرف انرژی کاهش پیدا کرده است، پس ما در تکنولوژیهای جدید کشور،که قطعا باید تکنولوژیهای روز باشد، استفاده از روش CDQ در کوره بلند، استفاده از مواد بهینه راندمانهای بالاتری را در خود کوره بلند و کنورتور ایجاد کنیم، این زنجیره باید، زنجیرهای با تکنولوژی روز باشد. در ذوب آهنهای گازی نیز به همین ترتیب، زمانی که پروژه مبارکه را اجرا میکردیم، مدولهای 600 و قبل از آن مدولهای 400 هزار تن در اهواز مطرح بود، اما الان دیگر مدولها 2 میلیون تن است. ظرفیتها بالا رفته است، تکنولوژیها تغییر کرده و مصرف انرژی را پایینتر آورده اند و اینها را باید در واحدهای در حال بهرهبرداری و واحدهای در حال احداث به شدت توجه کنیم، بنابراین در این تکنولوژی، محل و نوع تکنولوژی، نوع سوخت مطرح، استفاده بهینه از برگشت باطلهها، برگشت انرژی در سیستمها مهم است و اینها مواردی است که مساله روز ما، بحث تکنولوژی در صنعت فولاد است و دیگری بحث محل است که به شدت مساله مهمی در صنعت فولاد است، به گونهای که به ازای هر یک تن تولید فولاد، چهار تن جابجایی است. بنابراین در این صنعت باید به شدت به انتخاب محل حساس باشیم، محلهایی که کشش مواد اولیه و تناسب نداشته باشند و قبلا دیده نشده باشند و محلهایی که کشش ندارند، برای زیربناها، حمل و نقل و انرژی موضوع اساسی فولاد کشور است. ظرفیت، واحدهای کوچک راندمان آنها پایین است و اینها اگر دیده نشود، به جریان توسعه لطمه میزند و قدرت رقابت پذیری را کاهش خواهد داد. مهندسی متالورژی: هم اکنون تکنولوژی صنعت فولاد کشور به روز نیست؟ اشرف سمنانی: خیر، الان تکنولوژی واحدهای موجود به روز نیست. اما در پروژههایی که جدید، احداث میشود، به ویژه آنان که توسط میدکو در حال احداث است، به روز است.
مهندسی متالورژی: مشکلات فعلی صنعت فولاد از چه عواملی سرچشمه میگیرد. این برنامهها تا چه حد مربوط به برنامههای کلان کشور است و چه اندازه مربوط به مدیریتهاست، راهکار شما در این زمینه چیست؟ اشرف سمنانی: عدم وجود برنامهریزی مشخص و مدونی که صنعت فولاد کشور را هدایت کند و اینکه این برنامهها تا چه حد مربوط به برنامههای کلان کشور و تا چه میزان مربوط به مدیریتها و راهکارهاست، وقتی که در سال 1371 طرح جامع فولاد کشور تدوین شد، این نشان میداد که در آن زمان اهمیت صنعت فولاد شناخته شده بود و اولین طرح جامعی که در کشور تهیه شد، طرح جامع فولاد بود و بعد از آن مس و چند نوع دیگر از فلزات بودند. در جلد 17 طرح جامع، استراتژی توسعه فولاد تعریف شده است، اولویتها در مناطق، بحثهای تکنولوژی، بحثهای ظرفیتی، بحثهای مواد اولیه، تمام پارامترهایی که در این صنعت وجود دارد، بحثهای اقتصادی، فنی، وضعیت جهانی، همگی دیده شده بود و اصلا طرح توازن در دل طرح جامع گنجانده شده بود، که بعدها به صورت جداگانه مطرح شد، به گونهای که ظرفیتهای فولاد را بالانس کند، که مثلا فولاد اهواز واحدی به نام کاویان داشت که ورودی آن از واحد دیگری بود و خروجیاش هم به واحد دیگری میرفت این واحد نیاز به بالانس داشت تا بتوانیم با حداکثر بهرهوری از آن استفاده کنیم.
قرار نبود ما بیاییم در نوردها، زمانی وارد نورد شویم که قیمت فولاد در دنیا بالا رفت و همه نورد زدند. نورد دسته دوم و یا نوردهایی که کیفیت هم ندارند و بیایند برمبنای قراضه که کشور ندارد و کسانی که قراضه استفاده میکنند، باید از کوره قوس الکتریکی استفاده کنند که کوره قوس الکتریکی مصرف انرژی آن خیلی بالاست و در ایران راندمان انرژی خیلی پایین است. برای اینکه اکثر انرژی ما از گاز است و انرژیهایی که از گاز است، مقداری سیکل ترکیبی شده است، راندمان پایین دارد و غیر از جاهایی است که انرژی آنها از آب و یا از سدهای آبی است و یا پتانسیلهای دیگری دارند. بنابراین باید به این ابعاد توجه شود اشتباهاتی که قبلا شده است، تکرار نشود. بنابراین مهم این است که استراتژی بوده و طرح جامع هم بوده است و اینها ضمن اینکه باید به روز شود، باید به دستگاههای دیگر خط بدهد. وقتی که میگوییم مزیت نسبی انرژی داریم، اگر قیمت انرژی به قیمت جهانی شود، دیگر مزیت نسبی نداریم. هر کشوری از مزیت نسبی خودش استفاده میکند، باید این مزیت نسبی به لحاظ قیمتی و تولیدی حفظ شود. این مزیت در صنعتی با ارزش افزوده بالاتر بهکار گرفته شود، تازه میگوییم، فولاد هم نباید صادر شود، بلکه تجهیزات ما باید صادر شود، بنابراین این جریان دنبال نشده است و با یک مقطع و نگاه بازاری و صرف تجاری کوتاهمدت این بحران هم اکنون ایجاد شده است که مجبوریم برویم شمشهای کم کیفیت را از خارج بیاوریم وگرنه شمش خوب را به همان قیمت میلگرد به شما میدهند و چه فرقی میکند برای آن فروشنده، اگر کار پرسودی باشد، خودش نورد میکند و این اشتباهات ناشی از عدم توجه، به پیاده کردن استراتژی و خط مشیهایی است که تعیین شده بود. طرحهای کوچک و پراکنده در کشور مجوز داده شد، که بالانس و تراز بین سنگ آهن نبود. هم اکنون مازاد سنگ آهن داریم، از طرفی 2 سال دیگر کمبود آن را داریم، اینها ناشی از این بود که در یک مدتی، متاسفانه به این بحث توجه نشد و الان هم نیازمند همان استراتژی هستیم که، هنوز هم جوابگوست و البته به زحمت تبدیل به برنامه میشود. باید با نگاه جامع به این صنعت توجه شود و بعد برویم به زیربناها بپردازیم. برخی از زیرساختها در اختیار بخش نیست. انرژی که در اختیار ما نیست، راهآهن که در اختیار ما نیست، جاده، اسکله که در اختیار صنعت فولاد نیست. بنابراین زمانی که استراتژی این صنعت مادر به وزارتخانه میآید. باید در دستگاههای دیگر زیربناها درست شود، مسئولیت بخشهای دیگر طوری نباشد که گاز صنعت در زمستان قطع شود، اگر ما همه واحدهای خود را هم توسعه دهیم، جادهها و راه آهن کشش ندارد. اگر بخواهیم صادر کنیم، اسکله ما جوابگو نیست و اگر بخواهیم مواد اولیه وارد کنیم، باز اسکله ما جوابگو نخواهد بود. بنابراین در طرحهای جامع وقتی که به این ابعاد وسیع توجه میشود، که همزمان بخشی از مسایل مثل تکنولوژی، ظرفیت و محل را دنبال میکند، به بخشهای دیگری میرود که خودشان هدف نیستند، بلکه ابزار توسعهای هستند، به آنها باید دیکته کند و برنامه دهد که به توسعههای خود توجه کنند. مناطق توسعهای را تعریف کنند و نکته دوم اینکه نباید بحثهای سیاسی- اجتماعی به این صنعت تحمیل کرد. صنعتی که میخواهد رقابت پذیر باشد، وقتی که میگویند 8 هزار نفر استخدام کنید، دیگر قدرت رقابتی خود را چگونه حفظ کند. کره، چند برابر ما ظرفیت در تولید دارد و چندین برابر کاهش در منابع انسانی، مشخص است که نمیتوانیم با آن رقابت کنیم. هیچ جای استراتژی گفته نشده است که بیهوده نیروی انسانی را افزایش دهیم، اشتغال را اینگونه ایجاد نمیکنند که با درآمد اقتصادی که این صنعت ایجاد میکند و با توسعهای که این صنعت در مملکت ایجاد میکند، آن اشتغال اصلی و پایدار برای آن خواهد بود و نه چند نفری که به زور به کارخانه ببریم و حقوق بدهیم. این نگاه هم باید از روی این صنعت برداشته شود. چون صنعت فولاد اشتغال مستقیم بالا دارد و طبیعت آن هم اشتغال غیرمستقیم بسیار بالا دارد. یعنی صنایع معدنی نزدیک 20برابر اشتغال مستقیم، اشتغال غیر مستقیم دارند، باید بگذاریم که صنعت رشد کند و بالا برود و با ویژگیهای رقابتی که دارد ایجاد اشتغال میکند، نه اینکه به زور به یک صنعت اشتغال تحمیل کنیم. اینها پارامترهایی است که در استراتژی توسعه صنعتی فولاد باید به آن توجه شود. مهندسی متالورژی: بحران جهانی به ویژه افت قیمت فولاد تا چه میزان در تولید کشور مشکل آفرین بوده است؟ اشرف سمنانی: تاثیری نداشته است، به این دلیل که مصرف ما هنوز بیشتر از تولید ما است و اگر هم کاهش پیدا کرده است، به این دلیل است که ما سالی 10 میلیون تن واردات داشتهایم، این نمیتواند خیلی مضر باشد. بلکه میتواند برای مملکت مفید باشد. در بلند مدت و زمانی که ما دیگر نیازهای داخلی کشور را برطرف کردیم، اگر بخواهیم به زمینه صادراتی فکر کنیم، آنجا کاهش قیمت جهانی میتواند موثر باشد که چه کسی بیشتر قدرت رقابتی داشته و چه کسی بیشتر از مزیتهای نسبی استفاده کرده است که در بازار جهانی حرف اول را بزند. ضمن اینکه نگاه ما نباید به این باشد که فولاد را برای صادرات، تولید کنیم. البته در مقاطعی و در برخی از ابعاد ممکن است، ولی باید نگاه این باشد که فولاد را بیاوریم و با حداکثر ارزش افزوده در داخل مملکت استفاده کنیم و آن را صادر کنیم، اگر این توان نبود و توان تکنولوژیکی کشور از بین برود، ماشینسازیها نتوانند توسعه پیدا کنند و فولادهای مرغوب استفاده کنند، آن موقع چارهای نیست که ما مجبور شویم، فولاد مرغوب خود را صادر کنیم و نه فولاد 600 دلاری را بلکه فولادهای 3 هزار دلاری، 5 هزار دلاری و تا 20 هزار دلاری داریم که میتوانیم تولید کنیم و اینها باید شاخصهای صادراتی ما باشند. مهندسی متالورژی: تحریمها که در چند سال اخیر به ویژه در دو سال اخیر در اوج بود و همچنین مشکلات و نوسانات ارزی چه تاثیری بر صنعت فولاد در شاخههای مختلف از جمله فناوریهای جدید و تولید داشته است و چه راهکارهایی در این زمینه ارایه میدهید؟ اشرف سمنانی: قطعا تحریمها، اثر گذار است. زیرا قدرت چانهزنی را کاهش میدهد. وقتی که از 10 منبع بتوانید تامین تجهیزات و تکنولوژی کنید، زمانی که منابع شما محدود شود، قطعا اثر منفی خواهش داشت. نمیخواهم بگویم که اثر آن در حدی است که صنعت ما را از کار بیاندازد. اما به شدت در قیمت خرید تجهیزات، نوع تکنولوژی و زمان تامین این تجهیزات اثر داشته است و اینها مسایلی بوده که کار را سخت کرده است. کار کسانی را که میخواستند در این مرحله کار توسعهای انجام دهند، دستشان بسته تر، قدرت چانهزنی و جایگزینی انتخابی کمتر بوده است، به لحاظ قیمت هم همینطور وقتی که بتوانید از 5 منبع تامین کنید، چانه میزنید. اما وقتی که از 2 منبع بخواهید تامین کنید، قدرت چانهزنی شما کاهش مییابد. بنابراین در این جهت قطعا موثر بوده است و از آن طرف باعث شده یک سری موارد هم به علت عدم توسعه اینها، درصنعت فولاد براساس ظرفیتهایی که مقرر بود و به موقع باید انجام میشد، انجام نشود. این فشار باعث شد که ما به واردات روی آوریم، به دلیل نیاز و پول کشور شاید بیش از 40 میلیارد دلار در این چند سال گذشته برای واردات فولاد، به صورت شمش و محصول تخصیص داده شده است و اینها مواردی بوده که به دلیل تحریمها اثر خود را گذاشته است. قطعا با رفع تحریمها، شرایط ما در این صنعت به شدت بهتر خواهد شد، چون در درون کشور مهندسی ما، ساخت داخلی ما تحت همین فشارها، بیشتر شکل گرفته و توجه بیشتری شده است و پرداختن به مهندسی پایه و کارهای تحقیقاتی شکل بهتری پیدا کرده است. بنابراین بعد از رفع تحریم، قطعا در این صنعت شرایط بهتری را خواهیم داشت و دیگر اینکه در بازار جهانی، به دلیل اینکه این توان در کشور ایجاد شده است که بیرون از مرزهای ایران بتوانیم فعالیت کنیم، توان ما از نظر رقابتی در دنیا افزایش خواهد یافت، نه فقط برای صادرات کالا، بلکه برای ایجاد کارخانههای فولاد هم افزایش پیدا کند. مهندسی متالورژی: باتوجه به وضعیت انرژی و مراحل بعدی هدفمندسازی یارانهها قابلیت رقابت با سایر کشورها به ویژه کشورهایی مثل هند، چین و ترکیه را چگونه ارزیابی میکنید؟ اشرف سمنانی: قطعا اثر منفی خواهد داشت. عرض کردم هر کشوری به مزیت نسبی خود نگاه میکند. کشور ما در الکترونیک دارای مزیت نسبی نیست، صنعتی که هر روز هم تکنولوژی جدیدی از آن به بازار عرضه میشود. اما در صنایع مادر و معدنی که ریشه در درون کشور دارد و جزء کشورهای معدنی دنیا هستیم، باید ببنیم که این صنعت چه نیازی دارد، تا توسعه ما برپایه این صنایع شکل بگیرد. البته عمده توسعه نه همه توسعه ما، اینها باید تامین کننده باشند، چون مزیت کشور ماست، مزیت کره و ترکیه نیست و ما باید از این قدرت خود استفاده کنیم، این صنایع به خصوص فلزات، انرژی بر هم هستند و انرژی هم یکی از مزیتهای نسبی کشور ماست، پس باید از قیمت انرژی و وجود انرژی استفاده شود. مزیت رقابتی برای صنایع مادر و صنایعی مثل فلزات و فولاد که بتوانند ارزش افزوده را بگیرند و جذب کنند و از این مزیت نسبی در رقابت استفاده کنند. بنابراین اگر ما بیاییم همینطور روی ضرب و تقسیم عددی، رقمها و قیمت حاملهای انرژی را به ویژه در صنایع انرژیبر بالا بیاوریم، اشتباه بسیار بزرگی کردهایم. چون انرژی برای صنایع، گرانتر میشود و قدرت رقابتی را از دست میدهند و بعد هم مجبور میشویم که به جای اینکه فولاد را تولید و حتی صادر کنیم، وارد کنیم که این اتقاق افتاد. بنابراین تفکر باید بر حفظ مزیت نسبی در این صنایع باشد. به جای اینکه ما به افزایش قیمت حاملهای انرژی بپردازیم، کاهش مصرف بدهیم و بودجه در اختیار صنایع قرار دهیم که تکنولوژی خود را بهروز کنند. واحدهای بعدی ما اگر از این مزیت نسبی استفاده نکنند، پس برای چه باید راه اندازی شوند؟ آن موقع که دیگر این مزیت نخواهد بود. انرژی را باید به ارزش افزوده تبدیل کنیم وگرنه خام فروشی که کار صحیحی نیست. قطعا کشور استراتژی مبنی بر خام فروشی نفت و گاز ندارد. بنابراین باید مزیت نسبی را حفظ کنیم و کمک کنیم اینها از آن درآمدها تکنولوژی خود را به روز کنند و مصرف انرژی را کاهش داده و بهینه کنند. مهندسی متالورژی: اگر قرار باشد سنگ آهن، انرژی و نفت را به قیمت فوب خلیج فارس در نظر بگیریم، مزیت ما در صنعت فولاد چه چیز دیگری میتواند باشد، شاید تجمیع همه اینها در کنار یکدیگر یک مزیت باشد؟ اشرف سمنانی: ما یک مجموعه در این صنعت داریم که در سایر نقاط دنیا کمتر وجود دارد. در واقع A تا Z توسعه فولاد در کشور را داریم. یعنی اینکه ماده خام با کیفیت مناسب و حجم مناسب را داریم، که این یک مزیت انگشت شمار در دنیاست و رتبهای را در جایگاه جهانی داریم. مواد دیگر هم داریم. ما الان سیلیسیم داریم که فروسیلیسیم برای صنعت فولاد است، منگنز در حد نیاز خود داریم که به صورت ترکیبی فروسیلیکو منگنز تولید کنیم، کروم لازم برای تولید فروکروم داریم مولیبدن داریم که فرومولیبدن لازم را تولید کنیم. وانادیوم داریم، تیتان داریم، یعنی در حقیقت تمام مواد اولیه برای توسعه این صنعت را داریم، از طرفی تجربههای لازم را هم داریم. از سال 1346 که ذوبآهن تاسیس شدهاست، بزرگترین دانشگاه صنعتی کشور در ذوبآهن بوده است، که ما با استفاده از این مزیت صنعت، بهره برداری ساخت و طراحی آن را تاحدودی یادگرفتهایم و این هم مزیت بعدی ما شده است، ترکیب مزیت انرژی ما چه با استفاده از زغال سنگ و چه زغالهای حرارتی که روشها و تکنولوژی خاص خودش را دارد و چه زغالهای متالورژیکی که داریم و باید معادن را تجهیز کنیم و خوراک آنها را تامین کنیم مجموعهای کامل هستند. همچنین بازار مصرف داخلی و منطقهای داریم، هم اکنون کشورهای حوزه خلیج فارس، علیرغم اینکه فولاد خود را توسعه میدهند، ماده اولیه و توان فنی ندارند و اصلا قابل قیاس با ایران نیستند.
 بنابراین اینها جایگاهی ندارند و همیشه مصرف کننده ما باقی خواهندماند و در منطقه هم ترکیه که الان 35 میلیون تن تولید دارد، در دراز مدت اگر ما اشتباه نکنیم و بحث انرژی را با قیمت منطقی و رقابتی در این صنایع بهکار بگیریم، آن موقع ترکیه نمیتواند با ما رقابت کند. ترکیه قراضه را بیشتر از آمریکا وارد کشور خود کرده و درحال تولید است، اما در آینده چه کار میخواهد بکند؟! قراضه ایجاد کننده آلودگی است و در محصول تولیدی فولاد کیفیت ایجاد نمیکند. بنابراین در دراز مدت، جایگاه رقابتی خود را نمیتواند با ایرانی که همه موارد را باهم دارد، حفظ کند. ما در ایران به عنوان مجموعه کاملی که داریم، هم مواد اولیه از نظر تنوع و میزان و هم انرژی از نظر تنوع و میزان و هم مسایل زیربنایی محلهایی که میتوانیم، ایجاد کنیم مزیتهای خوبی داریم. مثلا ما از جنوب کشور از طریق خلیج فارس منطقهای هستیم که هم در آن انرژی و هم امکان تبادلات مواد اولیه وجود دارد، بنابراین ما با این نگاه هم اگر بخواهیم توجه کنیم، مجموعه ما قدرت رقابتی بالایی در دنیا خواهد داشت. مهندسی متالورژی: برای هدفگذاری به سوی فولادهای ویژه و آلیاژی چه راهکارهایی را پیشنهاد میکنید؟ اشرف سمنانی: ایران هم اکنون یکی از بزرگترین کارخانههای تولید فولاد آلیاژی( فولاد آلیاژی ایران) را دارد که در یزد واقع شده است. این کارخانه از بالاترین تکنولوژیهای دنیا برخوردار و جزو چند شرکتی است که دارنده تکنولوژی بالای تولید انواع فولادهای آلیاژی است. این شرکت توانایی تولید 14 گروه از 16 گروه فولاد را دارد و دانش فنی واحد باید بتواند به واحدهای فولادسازی دیگر تسری پیدا کند، تا بتوانیم از طرف فولادهای ساختمانی به سمت فولادهای تمیز و بعد هم به سمت فولادهای مرغوب، فولادهای مخصوص و فولادهای آلیاژی و فولادهای پرآلیاژ برویم. بنابراین ما این توان را داریم، حتی محصولات آن قدرت صادراتی هم دارد و صادرات هم شده است. منتهی باید توان مصرف داخلی را هم بالا ببریم که این در اختیار بخش فولاد نیست، بلکه در بخش صنعت است. به گونهای که خودروی ما هم به جای فولاد CK45 که در زمره فولادهای ساختمانی است، باید به سمت فولادهای مخصوص و آلیاژی برود. فولادی که هم اکنون تولید میشود، در فنر و در تمام کمپننتهایی که در خودرو کاربرد دارد، قابل استفاده است، این درحالی است که صنعت خودروی ما یک صنعت High Tech نیست، صنایع ماشینسازی، توربین سازی، صنایع پترورشیمی و نفت، صنایع دریایی و تمام صنایع باید به دنبال فولادهای خاص و آلیاژی باشند. ورقهای ضد زنگ در پتروشیمی و گاز و لولهکشی را باید داشته باشیم چون کشور و منطقه دارای انرژی است، به شدت ما در سمت فولاد آلیاژی میتوانیم صنایع ماشین سازی را توسعه دهیم، وقتی که ما فولاد مرغوب داریم و توان هم داریم برای چه نباید در ساخت تجهیزات، یکی از کشورهای صادراتی باشیم، نه تنها تمام تجهیزات خود را بلکه عمده آن را باید در داخل کشور بسازیم. وقتی که ما پایه فولاد را هم داریم، میتوانیم صادرکننده تجهیزات باشیم. ما این مزیتها را داریم، اما آنها این مزیتها را ندارند. بنابراین ما باید به این سمت برویم که صنایع مصرف کننده فولادهای آلیاژی و تمام صنایع خاص را گسترش دهیم، تا بتوانند مصرف کننده باشند و همزمان با هم توسعه یابند. ابتدا با نگاه به درون و سپس با نگاه به بیرون، که بتوانیم اگر موقعیتی شد، به دلیل قیمت بالایی که این نوع فولادها دارند و در حد قیمتهای تجهیزات هستند، این فولاد را بفروشیم. آن زمان ما نمیتوانیم بگوییم که ما این ماده نیمه خام را صادر کردیم، بلکه با همان قیمت صادر کردیم، که تجهیزات صادر میکنیم. اینجا صدور آن نه تنها مانعی ندارد، بلکه خیلی هم خوب است، با ورود سازندگان تجهیزات دنیا، فولادهای ما، هم با شرایط آنها تطابق پیدا میکند و هم دانش آنها به ما انتقال مییابد زمانی که فولاد ما مصرفکننده جهانی پیدا میکند، در واقع توان ما را در راستای توسعه تکنولوژی صنعت فولادهای آلیاژی هم افزایش میدهد، به خصوص که در بهرهبرداری و طراحی هم ما دیگر به عنوان تولید کننده سال 1346 نیستیم و کشوری هستیم که بیش از 45 سال، سابقه کار فولادسازی داریم، 15 سال در فولاد آلیاژی سابقه داریم. بنابراین باید به کلاس بالاتر فولادسازی برویم و با این تجربه و سابقه مراحل بعدی را طی کنیم. مهندسی متالورژی: 8 طرح فولادی که در دولت گذشته کلید خورد، برخی تعطیل شد و برخی نیز هنوز راه اندازی نشده است، عوامل موثر در این زمینه چه مواردی بوده است و به نظر شما در ادامه این طرح ها چه باید کرد؟ اشرف سمنانی: بسیاری از این طرحها توجیه نداشته، علت آن نیز این است که این طرحها قبل از اینکه به ماده اولیه، محل استقرار و ظرفیت توجه کند، به یک باره آمده و در یک سری مناطق چیده شده است. چیدمان این واحدها از ابتدای کار اشتباه صورت گرفته، زیرا بدون مطالعه انجام شده است. ممکن است که ما یک واحد کوچکی را در منطقهای احداث کنیم، اما باید نگاه کنیم که ماده اولیه آن در کجا مصرف میشود. چون در کشوری که سیستمهای آبی در درونش نیست و حملونقل ریلی ما هنوز نمیتواند به این توسعهها پاسخگو باشد، به شدت جابجایی جادهای را دچار بحران میکند، تلفات جادهای ما هم بالاست. با چه سیستمی میخواهیم اینها را جابجا کنیم. اصلا چرا باید یک ماده خام را از سمتی به سمت دیگر کشور جابجا کنیم و یا محصول نهایی را از سمتی به سمت دیگر جابجا کنیم. در این صنعت باید دقیقا نزدیکترین محل به معدن، انرژی و مصرف، همگی این موارد در نظر گرفته شود و ظرفیتهای متناسب داشته باشد. زمان احداث و تکنولوژی که انتخاب میکنیم مهم است و اینها مواردی است که اشتباه شده است، احداث این واحدها پیشرفتی هم نداشته و شاید یکی- دو واحد بوده که نسبتا پیشرفت داشته است، اما در مجموع پیشرفت بالایی نداشته است، به هر حال مشکل ایجاد شده است و باید از این به بعد سود و هزینه را مورد به مورد بررسی کرد و باید دید که میشود برخی را با تغییر ظرفیت اصلاح کرد و یا میشود برخی مواد اولیه آن را تامین کرد و یا برخی که در مراحل اولیه است اصلا صرف نظر کرد و کنار گذاشت. به هر حال یک طراحی اشتباه صورت گرفته است، هرچند که سرمایههایی در آن آمده است، باید بررسی ویژهای شود و راهکارهای ویژهای برای آن دید تا از وضع موجود خارج شود. مهندسی متالورژی: در رابطه با صنعت بزرگی مثل فولاد، مسلما کشور باید دارای نقشه راه باشد، آیا چنین نقشهای وجود دارد؟ در این مورد از دولت تدبیر و امید چه انتظاری است و چه باید کرد؟ اشرف سمنانی: نقشه راه، همان طرح جامع فولاد است که از قبل بوده است و در سال 1371 تهیه شد و یک بازنگری هم در سال 1382 صورت گرفت. هم اکنون نیز مجددا در حال بازنگری است. در شرایط کنونی مجبور به بازبینی نقشه راه هستیم، زیرا اگر آن نقشه راه دنبال میشد، امروز نیاز به یک نقشهراه جدید نداشتیم، بلکه با توجه به تغییراتی که در دنیا به لحاظ تکنولوژیکی و میزان ذخایر ایجاد شده بود، تغییر نگاه و تجدید نظر میکردیم. اما امروز مجبوریم، مقداری عمیقتر تجدیدنظر کنیم. به هر حال واحدهایی در مملکت ایجاد شده است، که توازن ندارند و امروز نقشه راه دیگری نیاز داریم که نمیتوانیم اینها را در نقشه راه نبینیم. محل انرژی، توازن اکتشافات و مهم تر از همه اکتشافات است. چون اکتشافات جدیدی اتفاق نیافتده است. عمده اکتشاف زمانی بوده است که روسها در ذوبآهن فعال بودند و انجام دادند. باید اکتشافات ما در سنگآهن به شدت ادامه پیدا کند و ذخایر جدید را شناسایی کنیم، نقاطی را بررسیکنیم که هم مرز کشورهایی است که دارای پتانسیل هستند، قطعا نشان میدهد که ما هم آن پتانسیلها را داریم، بنابراین باید با آن نقشه راه که از اکتشاف شروع میشود به آن پرداخته شود تا انتهای خط، برنامههایی باید داشته باشیم که بتوانیم، این نقشه راه را دنبال کنیم. برنامه توسعه را بازبینی کنیم تا سرمایهگذاری بعدی ما بهینه باشد، بهرهوری آن بالا رود، دچار اشتباهات گذشته نشویم. مجوزهایی که میخواهیم بدهیم و مناطقی که میخواهیم مجوز دهیم، تکنولوژیهایی که میخواهیم مجوز دهیم، با یکدیگر هماهنگ باشند، هماهنگی اینها با زیربناهای کشور، تقدم و تاخرهای اینها در نقشه راه باید دیده شود وگرنه فرض کنید که ما کارخانهای را ایجاد کردیم، اگر آب، برق، گاز و مواد اولیه آن نبود، این کارخانه چه کارخانهای است. بنابراین نقشه راه باید باشد که تمام اینها را با هم هماهنگ کند، آن هم در صنایع بزرگی مثل فولاد، حالا برخی از صنایع کوچک هستند و نبود نقشه راه در آنها تاثیرگذار نیست. اما در صنایعی مثل صنعت فولاد تاثیر بسیاری دارد و تمام مملکت را با خودش به حرکت درمیآورد، بنابراین تمام راه آن باید دگرگون شود، گاز باید به مناطقی که اینها هستند برود، برق باید راندمان آن بالا برود و این نقشه راه، نه تنها این صنعت را بلکه باید سایر صنایع را به حرکت درآورد. زیربناها را توسعه دهد، قیمت ها را اصلاح کند، ما در نقشه راه خود باید به ابعاد بیرونی هم توجه خاصی کنیم. مهندسی متالورژی: به نظر شما استفاده از جایگزینها به جای فولاد مثلا بتن در سازههای ساختمانی و یا کامپوزیتها در خودروسازی چه تاثیری در استفاده بهینه در صنعت فولاد خواهد داشت؟ اشرف سمنانی: این بحث حدود 30-40 سال است در دنیا مطرح است که فولاد چه جایگزینی دارد؟ فعلا که جایگزنی ندارد. واقعیت این است که درست است در برخی از جاها به جای استفاده از خانه فولادی مثلا از چوب استفاده میکنند و یا در برخی جاها از استراکچرهای بتنی استفاده میکنند، مسلم این است که استفاده بهینه از این باید صورت بگیرد و ما باید خودمان به این کار تشویق کنیم، زیرا تولید فولاد ما که 500 میلیون تن نیست، بنابراین باید بهترین استفاده را از ذخایری که داریم بکنیم و به هر حال در این منابع محدودیت داریم. باید ببینیم که مصرف بهینه در چیست؟ آیا باید استراکچر یک خانه عادی هم فولادی باشد و یا اینکه بتنی باشد، چون ما در سیمان هم در کشور مزیت نسبی داریم، طبیعتا آن چیزی که کمترین مصرف را دارد، مثلا میلگرد و بتن از تیرآهن مصرفش کمتر است، پس باید به این سمت حرکت کنیم و حالا تازه کدام آراماتور، آراماتور با قطر 25 را بگیریم و یا فولاد آلیاژی با قطر 5 میلیمتر را بگیریم. نه تنها ما به لحاظ تغییر این باید نگاه کنیم، بلکه براساس کیفیت هم باید نگاه کنیم. ساختمانهای پیش تنیده، بتنهای سبک و بتنهایی که این ترکیبات تکنولوژی در آنها به کار گرفته شده باشد. اینجا در اختیار ما نیست و صنعت ساختمان ما است که باید توسعه پیدا کند، آیا فولاد نامرغوب را میتوان در برجها استفاده کرد؟! قطعا نه، اگر ما داریم به آن سمت میرویم که ساختمان ما هم ساختمانهای High Tech بشوند، قطعا باید متریال آن هم High Tech باشد. بنابراین ما باید به سمتی حرکت کنیم که فولادهای ما هم فولادهای بهینه و مرغوب باشند که صرفهجویی در مصرف داشته باشیم و جاهایی که استراکچرهای سنگین صنعتی داریم، قطعا فولاد با ابعادهای مختلف وارد میشود و سازههای فولادی خاص میآید و کار خود را انجام میدهد. اگر تصور ما این باشد که فولاد میتواند جایگزینی داشته باشد، در دنیا هم چنین تصویری وجود ندارد، شما نگاه کنید که مصرف دنیا چه زمانی به بیش از یک میلیارد رسید در حالی که سالها روی 600 میلیون تن بود و هنوز هم نگاه افزایش تولید در دنیا وجود خواهد داشت. دنیا به این سمت میرود و با نگاه جهانی به نظر من هیچ وقت جایگزینی نخواهد داشت و بزرگترین ماده مصرف دنیا هم فولاد است. مهندسی متالورژی: نقطه نظرات شما در رابطه با استاندارهای فولادهای تولیدی در کشور در مقایسه با جهان، جایگاه تحقیق و پژوهش در صنعت فولادسازی و واردات اقلامی مثل ورق و مقاطع مباحث پایانی این گفت و گو را تشکیل خواهد داد. اشرف سمنانی: از نظر استاندارد، خوشبختانه از اولین روزی که فولاد تولید کردیم، فولاد ما مطابق با استاندارد اروپایی بود، خوشبختانه چه در ذوبآهن، چه در فولادمبارکه و چه در اهواز تمام واحدهای فولادسازی ما تاکنون هیچ گاه مساله کیفیت نامرغوب در آنها دیده نشده است و حتی الان هم شما میبینید فولادی که وارد میشود چه بسا خیلی از این فولادها کیفیت نامرغوب تری نسبت به نوع داخلی دارند، چون فولاد ما برمبنای سنگآهن است، با استاندارد مشخص و ثابت. ما برمبنای قراضه تولید فولاد در کشور نداریم و اگر هست قراضه برگشتی خود آن واحدهاست. بنابراین ما به لحاظ استاندارد جایگاه بالایی داریم، چه استاندارد کیفی فولاد و چه استاندار زیست محیطی که همگی در صنعت فولاد رعایت میشود، استاندارد ما جهانی است و ما با 4 درصد تعرفه کاملا به لحاظ کیفیت با فولادهای جهان رقابت میکنیم و فولادهای آلیاژی ما هم بالاترین استانداردهای دنیا را دارد. اما در پاسخ به بخش دیگر سوال شما در رابطه با تحقیق و پژوهش در صنعت فولاد باید بگویم که هنوز کار زیادی نیاز داریم، آموزش خوب بوده است و واقعا از طریق ذوب آهن آموزش زیادی داده شد و واحدهای آموزشگاهی توحید کارگر و تکنسینهای خوبی را تربیت کرد. هنوز نیازهای آموزشی ما به روز نشده است و همانطور که تکنولوژی را تغییر میدهیم، باید آموزشها را هم تغییر دهیم. بنابراین نمیشود، آموزشها قدیمی باشد و تکنولوژی به روز باشد، بلکه باید در این زمینهها کار کنیم. مساله بعدی هم تکنولوژی است که باید اولا تحقیقات پایه را دنبال کنیم تا بتوانیم طراحیهای فولاد را خودمان از این به بعد کامل انجام دهیم و دیگری پژوهشها در این جهت باشد، وقتی که ما در کشور، گاز یا زغال داریم. تحقیقات باید در این جهت باشد، به چه علتی کوره ما حتما باید برق استفاده کند؟! بسیاری از فرآیندهای متالورژی ما هست که 3-2 بار تبدیل میکنیم، بنابراین یک سری پژوهشهایی را ما در درون انرژی در ارتباط با صنعت داریم که اینها باید مصرف انرژی را بهینه کنند که انرژی بومی ما چیست؟ اگر کشورهای اروپایی گاز نداشتند، ما گاز داریم. اگر خیلی از کشورها زغال نداشتند و یا کره زغال ندارد، ما داریم. بنابراین ما باید استفاده بهینه کنیم با پژوهش و بُعد دیدن وضعیت صنایع دیگر با اینهاست. ما باید ببینیم ورقی که پتروشیمی ما میخواهد چه ورقی است و آن ورق را تولید کنیم، صنایع دریایی و یا ساختمانی ما چه نیازی دارد. یعنی پژوهش در بخش مصرفکننده انجام شود که می تواند کار دانشگاه باشد. باید اینها را به هم ارتباط داد و با دیدی همه جانبه نگاه کرد تا هم افزایی ملی ایجاد شود. ما ورق را صادر کنیم و یکی دیگر ورق را برای پتروشیمی وارد کند، مگر حملونقل رایگان است؟! اگر قرار است، صادراتی هم انجام دهیم، چرا با ارزش افزوده بالا صادر نکنیم. بنابراین این قسمت هنوز خیلی جا دارد و فرآیندهای باید بر این اساس شکل بگیرد تا بتوانیم حداکثر ارزش افزوده را ایجاد کنیم. من گاهی اوقات شاهد این بودهام که خیلی از کشورها در نوشتن استراتژیهای خود رقیب فرضی خود را ایران دیدهاند، چرا که گفتهاند آنها با استفاده از انرژی گاز و انرژی زغالی که در اختیار دارند، معتقدند که نمیتوانند با ما قدرت رقابتی داشته باشند. اما درباره ادامه سوال شما درباره واردات، ممکن است بهطور مقطعی تولید نداشته باشیم و به قدری مصرف کم باشد که تولید، ارزش اقتصادی نداشته باشد. بنابراین وارد میکنیم، اما باید حساب شده باشد. قطعا ما نباید از این طرف صادر کنیم و از طرفی وارد کنیم. در این کار ممکن است که یک گروه تاجر سود کنند، اما از نظر ملی سود نخواهیم کرد. این صنعت پرحمل و نقل و گران است و انرژی هم گران شده است، یک کالای سبک نیست و یا نرمافزار نیست و یا یک کالای الکترونیکی نیست که به راحتی بتوان تجارت کرد. بلکه صنعت سنگین است، بنابراین این گونه کارها نگاههای عمیق تر و ریشهای را میطلبد که باید در جایگزینها، در نقشهراه کلی و در طرح جامع دیده شود، به طور قطع و یقین در کل بخش صنعت ما این لازم است. فولاد با ماشین سازیها، نفت، گاز، پتروشیمی، صنایع دریایی، خودرو صنایع خانگی، ساختمانی و تمام صنایع مصرفی به صورت یکپارچه دیده شوند که حداکثر استفاده بهینه را کشور چه در واردات و چه در صادرات بتواند انجام دهد.