کلیه اخبار پایگاهچشم‌انداز نفتی ایران و چالش‌های منطقه‌ای

چالش اخیر کاهش قیمت نفت، پیش‌بینی قیمت این کالای استراتژیک برای فعالان بازار را بسیار مشکل کرده است به گونه‌ای که این روزها براساس متغیرهای پیشین نمی‌توان چشم‌انداز خاصی را برای این بازار نابسامان ترسیم کرد.

افزایش عرضه نسبت به تقاضا از یک‌سو و افت سهام چین در بازار سرمایه از سوی دیگر بزرگترین مولفه‌هایی است که همزمان با عوامل غیربنیادی که ریشه در تعاملات دیپلماتیک کشورها برای افزایش قدرت چانه‌زنی در معادلات بین‌المللی دارد، قیمت طلای سیاه را در جهان به آستانه سقوط رسانده است. 
از این رو کاهش سهامداران نفتی به اندازه‌ای محسوس است که در ۲ سال اخیر شرکت‌های نفتی را از صدر جدول بازار بورس محو ساخته است که در کنار کاهش ارزش سهام شرکت‌های نفتی این سوال ایجاد می‌شود که تکلیف کشورهایی که اقتصاد آنها وابسته به درآمدهای نفتی است، چه خواهد شد؟ آیا این روند جهان را به سمت استفاده از سایر منابع انرژی سوق خواهد داد؟ و در این میان چه کشورهایی از کاهش قیمت نفت بیشترین سود را می‌برند؟
آنچه سرمایه‌گذار را در منطقه‌ای «ماندگار» می‌کند ثبات سیاسی و اقتصادی است. اما متاسفانه منطقه خاورمیانه منطقه‌ای پر از تشنج است. شرکت‌های بین‌المللی از توسعه نفتی کشورهای همسایه خودداری می‌کنند مانند «ریچارد داچ شل» که از میدان باب ابوظبی با وجود قرارداد ۳۰ساله این دو کشور از ادامه همکاری سر باز زده‌اند از مهم‌ترین بحران‌های این منطقه به شمار می‌رود. گرچه وجود بحران در خاورمیانه از فاکتورهای کاهش و انصراف سرمایه‌گذاری برخی شرکت‌های بین‌المللی و آشنا به میدان‌های حوزه خلیج‌فارس است اما به هر حال کاهش قیمت نفت از یک سو و کاهش سهام سرمایه‌گذاران نفتی و نیز تقاضای کشور چین از سوی دیگر منجر به کاهش سرمایه‌گذاری در خاورمیانه خواهد شد.

از طرفی اجرایی شدن تئوری «استقلال نیم کره‌ای» که پس از نخستین شوک نفتی در دهه ۱۹۷۰م از سوی امریکا مطرح شد؛ با کاهش دوباره قیمت نفت در ۲۰۱۴ رو به اجرایی شدن است و کاهش حضور کشورهای غربی پیش‌بینی آینده بازار نفت را مشکل می‌کند. اما آیا به‌راستی کاهش قیمت نفت راه‌حل شرکت‌های بزرگ نفتی غرب برای فروش فناوری نوین در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر است؟ این فرضیه در حالی مطرح می‌شود که این کشورها در دوران۱۳۰دلاری قیمت نفت علاوه بر توسعه میدان‌های غیرمتعارف، سرمایه‌گذاری‌های گزافی برای تولید تجهیزات انرژی‌های تجدیدپذیر صرف کرده‌اند. سیاست مصرف‌گرایی از مهم‌ترین سیاست‌های صاحبان فناوری است که با استفاده از امتیاز یادشده برای حضور در بازار رقابت جهانی در مقابل کشورهایی که بیشترین ذخایر انرژی را دارند، بهره می‌برند. اما در این میان مشخص نیست که غرب به چه می‌اندیشد یا عربستان به‌دنبال چه منافعی است یا روسیه برای چه منظوری و برای دستیابی به چه منافعی در این آشفته بازار نفت نقش بازی می‌کنند، و اینکه چرا روسیه دست به همراستایی سیاسی با ایران زده است؟ با این حال قیمت نفت با وضعیت کنونی که به احتمال زیاد همچنان رو به کاهش خواهد بودراه را برای حضور هرچه بیشتر سرمایه‌گذار خواهد بست؛ گرچه نوسانات جزئی این ماده استراتژیک احتمال افزایش قیمت را در سال آینده تقویت می‌کند اما بازگشت نفت به دوران پررونق آن امکان‌ناپذیراست. 
بنابراین ایران برای دستیابی به اهداف اقتصادی خود باید به دنبال راه‌حل‌های مناسبتری به جز نفت و گاز باشد.